نگاهی به رمان « ارتش سايه ها » نوشته ژوزف كسل با ترجمه قاسم صنغوی :
« از لحاظ شمار تلفات انسانی ، قرن بيستم بی گمان جنگ زده ترين دوران تاريخ بشر است . طی اين قرن تاكنون بيش از يك صد ميليون نفر در جنگ كشته شده اند . يعنی به طور مستمر روزی ۳۵۰۰ نفر . اكثريت اين افراد در دو جنگ جهانی كشته شده اند. اما در سراسر اين قرن جنگ كم و بيش به طور مستمر درنقاطی از جهان ادامه داشته است ». « گيدنز» با اين آمار نكته هولناكی را پيش روی خواننده خود قرار می دهد. قرن خون و آتش . قرنی كه درپی قرون ماقبل خود از اوايل قرن هيجدهم به بعد با رشد چشمگير نيروهای مسلح دراكثر كشورهای جهان و به وجود آمدن ارتش ثابت و منظم و درپی آن ساخت، تجهيز و استفاده از سلاح های مرگبار پيشرفته حركت از« جنگ محدود » به « جنگ كامل » كه ا زمحصولات صنعتی شدن و بالطبع صنعتی شدن جنگ است را طی كرده و برشمار تلفات روز افزون خود افزايش داده و انسانيت و زندگي را به ورطه تاريك نبودن و مرگ می كشاند و جنگی كه به قول « كارل فون كلاسوتيس» نظريه پرداز مشهور جنگ « صرفاً يك عمل سياسی نبوده ، بلكه يك ابزار سياسی واقعی نيز هست . ادامه بده و بستان سياسی و اجرای همان هدف با وسايل ديگر ».
ادامه مطلب
پنجاهمین شب از شبهای مجلهی بخارا، شب منوچهر احترامی است.
در این مراسم، که با همکاری مؤسسهی گلاقا و دفتر طنز حوزهی هنری برگزار میشود، غلامعلی لطیفی، رؤیا صدر، گیتی صفرزاده، اسماعیل امینی و سیدعبدالجواد موسوی دربارهی منوچهر احترامی سخن خواهند گفت و فیلمی کوتاه نیز دربارهی این پیشکسوت عرصههای طنز و ادبیات کودکان پخش خواهد شد.
منوچهر احترامی متولد ۱۳۲۰ در تهران است و طنزنویسی حرفهای خود را از هفتهنامهی طنز توفیق آغاز کرده است؛ او علاوه بر همکاری گسترده با رادیو، تلویزیون و سینما، پژوهشگر و مدرس و داور بسیاری از جشنوارههای طنز و کودکان بوده و هست؛ احترامی همچنین از قدیمیترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان است، که مجموعهی کارهای «حسنی نگو یه دستهگل» وی از دههی شصت تا امروز، با مجموع تیراژ چندمیلیونی همچنان یکی از محبوبترین کتابهای کودکان به شمار میرود. «جامع الحکایات» و «پژوهشی در طنز در ادبیات تعزیه» از دیگر آثار منتشر شدهی اوست .شب منوچهر احترامی، سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶ و از ساعت ۱۷ در خانهی هنرمندان برگزار خواهد شد.
غم تنهايی
چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد يک دنيا می شه
می ره يک گوشه پنهون می شينه
اونجا رو مثل يه زندون می بينه
غم تنهايی اسيرت می کنه
تا بخوای بجنبی پيرت می کنه
وقتی که تنها ميشم اشک تو چشام پر می زنه
غم مياد يواش يواش خونه ی دل در می زنه
ياد اون شب ها می افتم زير مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستيم من و يار
غم تنهايی اسيرت می کنه
تا بخوای بجنبی پيرت می کنه
می گن اين دنيا ديگه مثل قديما نمی شه
دل اين آدما زشته ديگه زيبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب می زنه
اشک اين ابرا زياده ولي دريا نمی شه
غم تنهايی اسيرت می کنه
تا بخوای بجنبی پيرت می کنه
موسيقی : ويليام خنو
شاعر : آرش
اجرا : 1351
چهل و نهمین شب از شبهای مجله بخارا به بررسی و تحلیل ادبیات ارمنی اختصاص یافته است.
این مراسم ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه ۲۴ تیرماه در خانهی هنرمندان برگزار میشود.
پیشینیه تاریخی ارمنیان گواه این واقعیت است که خط و زبان جایگاه والایی در فرهنگ آنها داشته و دارد. آثار ادبی که به قلم نویسندگان و شاعران ارمنی نوشته شده حکایت از ادبیات غنی مستقل نزد ارمنیان دارد.
در«شب ادبیات ارمنی» میشا هایراپتیان، صفدر تقی زاده، علی دهباشی، آزاد ماتیان، روبرت مارکاریان و خاچیک خاچر درباره زمینههای شعر و ادبیات ارمنی سخنرانی خواهند کرد.
ژاله صادقیان و ساموئل خدادادیان سرودههای شاعران ارمنی را دکلمه میکنند و نیما فرهمند آثاری از آرام خاچاطوریان را با پیانو اجرا میکند.
انبوه هجوم تنهایی
کوران تاریکی
در دشت های بی انتها
غرق در غرقابه ی جاده
من،
مسافر،
شب،
سکوت.
سخنرانی احمد شاملو در كنگره نويسندگان آلمان (اينترليت) : این کنگره با موضوع «جهان سوم، جهان ما» به دردها و رنجهاى جهان سوم، از زبان نويسندگان و شاعران پرداخت. احمد شاملو از ايران در اين كنگره شركت جست و سخنرانى خود را زير عنوان «من درد مشتركم، مرا فرياد كن» ايراد كرد. اين «من» همان من نوعى جهان سومى است و « دردمشترك » همان رنج استثمار و فقر و كمفرهنگى رايج در جهان سوم. جهان سومى كه البته مرزهاى جغرافيايى معينى ندارد و كودكان فقير « سان ست پارك نيويورك » در قلب جهان پيشرفته و ثروتمند نيز پارهاى از آنند.
ادامه مطلب
شب های بخارا :
به مناسبت آغاز شانزدهمين سال انتشار ماهنامه « گيله وا » ، چهل و هشمين شب از شب های مجله بخارا به تجليل از گيله وا اختصاص يافته است .
ماهنامه « گيله وا » پانزده سال است كه با سردبيری و مديريت محمد تقی پوراحمد جكتاجی در رشت منتشر می شود و نويسندگان و پژوهشگران بسياری با اين ماهنامه كار می كنند و اين مجله يكي از منابع ايرانشناسی به شمار می رود.
در شب « گيله وا » علی دهباشی درباره اهميت اين نشريه در مطبوعات معاصر سخنرانی خواهد كرد. پوراحمد جكتاجی گزارشی از پانزده سال فعاليت های « گيله وا » ارائه می كند.
سيروس علی نژاد ، اكبر رادی ، فرامرز طالبی و محمد روشن از ديگر سخنرانان « شب گيله وا » هستند. در اين شب همچنين فيلمی مستند از فعاليت های اين مجله به نمايش درخواهد آمد.
بخش پايانی جشن آغاز شانزدهمين سال « گيله وا » با موسيقی همراه خواهد بود كه برديا صدر نوری ( پيانيست ) و مهندس مظفری ( خواننده ) ملودی های گيلكي و فولكوريك آن منطقه را اجرا خواهند كرد .
پيش از اين مجله بخارا شب هايی را به مجله های مترجم ، زنده رود ، نشانی ، تنديس شب هايی را اختصاص داده بود.
اين مراسم ساعت ۵ بعد از ظهر پنجشنبه ۲۱ تيرماه در خانه هنرمندان ايران برگزار خواهد شد.
بخارا به شصتمین شماره رسید :
شصتمين شماره بخارا با سردبيری علی دهباشی در ۶۰۰ صفحه منتشر شد و از صبح شنبه ( ۱۶ تيرماه ) در كتابفروشی ها و دكه های فروش مطبوعات عرضه می شود.
بخش مهمی از اين شماره به ويژه نامه هشاد سالگی ه. ا. سايه اختصاص يافته است ، در كنار مقالاتي از عبدالله كوثری ، شفيعی كدكنی ، بهاء الدين خرمشاهی ، ميلاد عظيمی و چند تن ديگر . سروده هايی از سايه برای اولين بار منتشر می شود. همچنين گفتگوی منتشر نشده ای از سايه در اين شماره بخارا به چاپ رسيده است .
در زمينه فلسفه ، ايرانشناسی و تاريخ معاصرمقالاتی از ايرج افشار ، دكتر محمد علی موحد ، عبدالحسين آذرنگ ، منوچهر پارسا دوست ، هاشم رجب زاده و روزبه زرين كوب آمده است .
ادامه مطلب
صد و پنج سال از عمر این طلایی ترین و مهم ترین جایزه ادبی و ... می گذرد و سهم ادبیات سرزمین من از این همه جایزه و سال هیچ است و هیچ. سایه و نسیم آن گهگاه بر سر این ادبیات گذر کرده اما مانا و ماندگار نشده راهش را به خاطر این سیاست کثیف همه گیر و همه جایی به سوی سرزمینی دیگر کج کرده و ما مانده ایم حسرتی که چون زخم های کور هدایت چون خوره روحمان را می خورد. سوال این است که آیا ما در تمام این سالها اثری در خور و اندازه آثار برنده نداشته ایم؟!
جواب هر چه باشد صورت مسئله تغییر نخواهد کرد و ما هیچ سهمی از این زرین گریزان نداشته و نداریم. دنیا نه به کام که تلخکام ادبیات ما است و ... .
ادامه مطلب
شب های بخارا :
چهل و هفتمين شب از شب های مجله بخارا به مناسبت سالروز خاموشی دكتر محمد معين به بررسی و معرفی زندگی و آثار وی اختصاص يافته است .
دكتر محمد معين پنجاه و دوسال زندگی كرد و در بيست و پنج سال كار پژوهشی او، بيش از پنجاه هزار صفحه منتشر شد . دكتر معين بيست سال همقدم و همكار دهخدا بود . آشنايی و تسلط او بر چند زبان ، دريچه های تازه ای بر وی گشود. كتاب « تأثير مزديسنا بر ادب فارسی » پس از گذشت چندين دهه هنوز از آثار مهم وی به شمار مي رود.
در شب دكتر محمد معين كه ساعت پنج بعد از ظهر چهارشنبه سيزدهم تيرماه در خانه هنرمندان ايران برگزار می شود دكتر علی اشرف صادقی ، دكتر حسن انوری ، دكتر مهدخت معين ، علی دهباشی و دكتر سيد محمد دبير سياقی سخنرانی خواهند كرد.
همچنين فيلم مستندی از زندگی دكتر معين به نمايش درخواهد آمد.
گفتگوی سیروس علی نژاد با ابراهیم گلستان :
ابراهيم گلستان هزار کار کرده است. از دوره دانشجويی وارد حزب توده شده، در حزب توده به نوشتن مقالات و به کار اداره روزنامه پرداخته، سالی به مازندران رفته و به فعاليت حزبی بين کارگران اشتغال ورزيده، بعدها که از حزب بريده به آبادان رفته و در اداره انتشارات شرکت نفت کار روزنامهنگاری را به نوعی ديگر تجربه کرده، از آنجا به کار عکاسی و فيلمبرداری و خبرنگاری برای تلويزيون های خارجی پرداخته، سپس به روابط عمومی و انتشارات شرکت نفت در تهران رفته، برای راديو ايران برنامه ساخته، استوديو گلستان را بنا گذاشته، توی فيلم، مقاله، قصه، ترجمه و هزار کار ديگر غرق شده است.
وقتی زندگیاش را از سر تا ته مرور می کنيم می بينيم در تمام زندگی چندان مشغول بوده که نمیتوان فهميد پس کی وقت کرده قصههايش را بنويسد. چون با اين پرسش مواجه می شود بی اعتنا می گويد: «همان وقتها که نوشتم، زياد هم ننوشتم.» و...
ادامه مطلب
زاده شدن
بر نيزه ی تاريک
همچون ميلاد گشاده ی زخمی،
سفر يگانه ی فرصت را
سراسر
در سلسه پيمودن.
بر شعله ی خويش
سوختن
تا جرقه ی واپسين،
بر شعله خرمنی
که در خاک راهش
يافته اند
بردگان
اين چنين.
اين چنين سرخ و لوند
برخار بوته ی خون
شکفتن
وينچنين گردن فراز
بر تازيانه زار تحقير
گذشتن
و راه را تا غايت نفرت
بريدن.
آه، از که سخن می گويم؟
ما بی چرا زندگانيم
آنان به چرا مرگ خودآگاهانند.
احمد شاملو
گاه شمار زندگی سهراب :
مدرسه، خوابهای مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت؛ مرا از ميان بازی هايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جای من راهی مدرسه می شد. در دبستان، ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد. مذهب شوخی سنگينی بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبی ماندم.
بی آنكه خدايی داشته باشم!
ادامه مطلب
