تبليغاتX
تا مقصد می خوابم...
جواد عاطفه

سوال : ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق . يه شکارچی مياد يه تير ميزنه به يکيشون. چند تا پرنده روی سيم باقی می مونند ؟
جواب : بستگی به مليت پرنده ها داره !

آمريكايي : پرنده دومی شيش لولش درمياره يه فحش ناموسی ميده و شكارچی رو می كشه و باقی پرنده ها ليوان مشروبشون رو می خورند و سری تكون ميدند.

چيني : سه تا از پرنده ها فرار می كنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه ميندازن و شيش تای باقيمانده در يك چشم به هم زدن توسط هنرهای رزمی شكارچی رو به شيش قسمت مساوی تقسيم می كنند.

انگليسي : يكی از پرنده ها خودشو ميزنه به زخمی بودن و ميندازه رو زمين و خودشو خيلی مظلوم نشون ميده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده می كنن ميرن به زن شكارچی ميگن كه شكارچی مذبور دارای سه همسر و تعداد نامتنابهی بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچی توسط زنش و در خواب به قتل می رسه.

عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد ميشه و پس از چند لحظه سكته ميكنن ميميرن، دو تاي باقيمونده سريع ميرن پولاشونو ورميدارن ميرن خودشون يه تير برق می خرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگی می كنن.

اسپانيايي : پرنده دوم گيتار دستش می گيره و حواس شكارچی رو پرت می كنه ، سومی و چارمی ميرن گاو همسايه رو صدا می كنن و پنجمی يه پارچه قرمز آويزوون می كنه روي شلوار شكارچی و گاو میزنه يارو رو لت وپار می كنه و در نهايت پنج تای باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و ميگن : هووولی.

ايراني : ابتدا نيم ساعت ميگذره و هيچكس نه متوجه افتادن رفيقشون ميشه و نه اصلاً صدای گلوله رو می شنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت آخر نرگس بحث ميكردند.... بعد دو تاشون ميرن زير جسد پرنده رو می گيرن سريعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهی براش می گيرن و براش مقبره بزرگی می سازن و بعد از يكی دو ماه ميگن كه بياييد فكری كنيم كه ديگه شكارچی ما رو نزنه و بعد از دو سال جلسات پياپی به اين نتيجه ميرسن كه اصلاً شكارچی مقصر نبوده و تقصير انگليسيها بوده كه دوستشون تير خورده چون در همون لحظه در يكصد كيلومتری اونجا يك انگليسی داشته دماغشو پاك می كرده... بنابراين يك شب شكارچی رو دعوت می كنن خونشون و براش سوپ پرنده درست می كنن و از اينكه دوستشون در مسير گلوله او بوده ازش معذرت ميخوان و قول ميدن هر هفته يكی از خودشون برای شكار شخصاً خدمت شكارچی برسه... حتماً می پرسيد كه شكارچی تو اون نيم ساعت اوليه داشته چيكار می كرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ايران رخ می داد تفنگ بعد از اولين شليک منفجر ميشه و طرف در اين مدت داشته تلاش می كرده با موبايلش كه آنتن نمی داد با اورژانس تماس بگيره بيان سراغش كه بعد از نيم ساعت موفق ميشه تماس بگيره ولی آمبولانس دير مياد و ... .

 

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 1:31 قبل از ظهر | لینک  | 

آن گاه که سکوت

مرهم کلمات است

من، بیهوده تلاش می کنم!

 

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 0:31 قبل از ظهر | لینک  | 

شب های بخارا : 

 پنجاه و چهارمين نشست از شب های مجله بخارا به بزرگداشت دكتر حميد زرين كوب اختصاص يافته است . علی دهباشی در مورد برگزاری اين شب گفت : دكتر حميد زرين كوب استاد دانشكده ادبيات بود و آثار ارزشمندی تأليف كرده است و مجله بخارا تصميم گرفت در آستانه بيستمين سالگرد خاموشی ايشان شبی را به همراه استادان ، همكاران و دانشجويان به ياد وی برگزار كند. در اين مراسم كه پنجشنبه 25 مرداد ماه از ساعت 5 تا 7 در خانه هنرمندان ايران برگزار می شود دكتر قمر آريان ، دكتر علی شيخ الاسلامی ، دكتر محمد علوی مقدم ، دكتر روزبه زرين كوب ، ولی الله دروديان و بيتا رهاوی درباره زندگی و آثار دكتر حميد زرين كوب سخنرانی خواهند كرد. همچنين فيلم مستندی از زندگی وی به نمايش درخواهد آمد . از آثار ايشان می توان به كتابهای « چشم انداز شعر نو فارسی » ، « قلندرنامه خطيب فارسی » ، « مقدمه ای بر علم بديع » ، « آرايش های كلام در شاهنامه » و « عناصر بديعی در شعر رودكی » اشاره كرد.

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 1:50 بعد از ظهر | لینک  | 

از مرز كه‌ گذشتيم‌ همه‌ چيز آبي‌ شد، مثل‌ِ دريا، آبي‌ِ آبي‌. همه‌ چيز ازپاره‌شدن‌ برق نگاهش‌ شروع‌ شد. وقتي‌ كه‌ پاره‌ شد ديگه‌ عكس‌ نبود،جنازه‌ بود. كلاه‌ كپي‌ و يقه‌هاي‌ ورجسته‌ بالا. همشه‌  اونجا بود توغلامگردش‌ پله‌. سياه‌ و سفيد. گم‌ مي‌شد توي‌ اون‌همه‌ رنگ‌ بلوطي‌ وشيري‌. يله‌ داده‌ بود به‌ ديوار و مي‌پاييد. چقده‌ بزرگ‌ و پرهيبت‌ مي‌شدوقتي‌ نور چلچراغ‌ مي‌افتاد عدل‌ روي‌ چشماش‌. چشم‌ تو چشمش‌ بودي‌؟گُر گرفتيم‌ از بس‌ سياه‌ پوشيديم‌. چهلم‌ تا چهلم‌، سال‌ به‌ سال‌ پشت‌ سرهم‌. سياه‌ شديم‌ تو لباس‌ها، اونقده‌ كه‌ ديگه‌ تو آينه‌ هم‌ پيدا نمي‌كرديم‌خودمون‌ُ. يه‌ لكّه‌، فقط‌ همين‌. آدم‌ وقتي‌ كه‌ لكه‌ شد ديگه‌ آدم‌ نيست‌، لكّه‌است‌. مي‌شه‌ با يه‌ پارچة‌ نمدار از روي‌ آينه‌ پاكش‌ كرد. باز هم‌ آبي‌مي‌پوشي‌؟ تب‌ كردم‌ از بي‌كسي‌ وقتي‌ ميون‌ خونه‌ فقط‌ صداي‌ پاي‌ خودم‌بود و خودم‌. چقده‌ خسته‌ مي‌شه‌ من‌ وقتي‌ فقط‌ يكي‌ِ. نه‌، اونم‌ بود. توغلامگردش‌ پله‌، همونجا يله‌ داده‌ به‌ ديوار، مثل‌ هميشه‌، خاك‌زده‌ و تار.گرتَش‌ رو كه‌ گرفتم‌ برق نگاهش‌ افتاد توي‌ چشمام‌ و ...


متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 11:51 بعد از ظهر | لینک  | 

شب های بخارا :

پنجاه و سومين شب از شب های مجله بخارا به تجليل از خدمات ادبی دكتر ابراهيم يونسی اختصاص دارد.

دكتر ابراهيم يونسی ، دهه هشتاد زندگی پربارش را پشت سرگذاشته است و از چهره های برجسته نويسندگی و ترجمه به شمار می رود و اين روزها سالروز انتشار اولين ترجمه وی از رمان « آرزوهای بزرگ » اثر جاودانی چارلز ديكنز است . دكتر ابراهيم يونسی در طی نيم قرن فعاليت ادبی ، بيش از ۹۰ اثر مهم را به زبان فارسی ترجمه كرد . آثاری همچون :«  تاريخ ادبيات روسيه ،  در ده جلد » ، « سيری در ادبيات غرب » ، « طوفان » اثر شكسپير و آثاری از جرج اليوت ، هنری فليدينگ ، تامس هاردی ، برتراند راسل ، و .... . ابراهيم يونسی همچنين در عرصه نويسندگی نيز قلمی توانا دارد و تا كنون هشت رمان از وی منتشر شده كه هر كدام چندين مرتبه تجديد چاپ شده است .

در مراسم شب ابراهيم يونسی ، رضا سيد حسينی ، عبدالله كوثری ، خشايار ديهيمی ، محمد علی سلطانی و علی دهباشی درباره وجوه گوناگون زندگی دكتر ابراهيم يونسی سخنرانی خواهند كرد. همچنين فيلم مستندی از زندگی وی به نمايش درخواهد آمد . اين مراسم ساعت ۵ بعد از ظهر يكشنبه ۲۱ مرداد در تالار ناصری خانه هنرمندان ايران برگزار می شود.

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 1:3 بعد از ظهر | لینک  | 

 

جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی یه نفر جون میکنه
کی میدونه تو دل تاریک شب چی میگذره
پای برده های شب اسیر زنجیر غمه
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
من اسیر سایه های شب شدم
شب اسیر تور سرد اسمون
پا به پای سایه ها باید برم
همه شقه شقه تا دیگ جنون
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
چراغ ستاره من رو به خاموشی میره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجه های سردش از راه میرسه
توی خاک سرد قلبم بذر کینه می کاره
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو این ور و اون ور میزنه
تو رگهای خسته ی سرد تنم
ترس مردن داره پر پر میزنه
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده

 

 

ترانه : خسته ( موسیقی فیلم زنجیری )

آلبوم : وحدت

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 10:26 بعد از ظهر | لینک  | 

متن کامل گفتگوی مجتبی پور محسن با ساقی قهرمان تحت عنوان زبان زنانه که دلیل توقیف این روزنامه ذکر شده است :
شعر ساقی قهرمان در عین صراحت، سرشار از رنجی است که فریاد نمی کشد بلکه یقین های مخاطب را به شک تبدیل می سازد. قهرمان از هر چیزی که به دردش بخورد در شعرش استفاده می کند. در زبان دست می برد، از مسلمات حرف می زند، به پرسش می کشد و بالاخره کاری کرده که شعرش خیلی مورد توجه قرار گرفته است. ساقی قهرمان متولد 1335 در مشهد است.
از ساقی قهرمان چند مجموعه شعر از جمله «از دروغ» و «ساقی قهرمان. همین» و یک مجموعه داستان با نام «اما وقتی تنهایی، گاو بودن درد دارد» منتشر شده است و ... 


متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 2:10 بعد از ظهر | لینک  | 

شب های بخارا :

به مناسبت آغاز هجدهمين سال انتشار ماهنامه «  طنز و كاريكاتور »  به سردبيری جواد عليزاده ، مجله بخارا پنجاه و دومين شب از شب های بخارا را به تجليل از سردبير اين ماهنامه و همكاران كاريكاتوريستش اختصاص داده است.

ماهنامه طنز و كاريكاتور از سال 1369 كار مطبوعاتی خود را آغاز كرده و موفق شده است در طي هجده سال جايگاه ويژه ای در عرصه طنز و كاريكاتور به دست آورد.

در شب ماهنامه « طنز و كاريكاتور » ، جواد عليزاده مدير و سردبير اين مجله گزارشی از هجده سال فعاليت « طنز و كاريكاتور » ارائه خواهد  كرد. علی دهباشی درباره جواد عليزاده و جايگاهش در عرصه كاريكاتور ايران و فرزان انگار و حميد رضا ميرزاده از همكاران ماهنامه سخنرانی خواهند داشت . همچنين فيلم مستندی از چگونگی هجده سال فعاليت مجله طنز و كاريكاتور به نمايش درخواهد آمد. اين مراسم ساعت پنج بعد از ظهر دوشنبه پانزده مرداد ماه در خانه هنرمندان ايران برگزار خواهد شد.

 

 

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 10:51 بعد از ظهر | لینک  | 

گفتگوی

 

متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 2:33 بعد از ظهر | لینک  | 

«جنّی‌ يا روح‌؟». اتاق تاريك‌. دو نفر در وسط‌ اتاق خيمه‌زده‌ روی‌ صفحة‌طبقی‌ دو ورقی. روی‌ صفحه‌ طبقي‌ حروف‌ الفبا با مداد سياه‌ نوشته‌ شده‌. نعبلكی‌ واژگونی‌ كه‌ بر روی‌ قسمتی از لعاب‌ سفيدش‌ فلشی‌ حك‌ شده‌ دركنار صفحه‌. شمع‌ سفيد ديلاقی‌ در وسط‌ دو نفر در كنار صفحه طبقی ‌الفبادار روی‌ نعلبكی‌ ديگری در مذاب‌ خودش‌ قد راست‌ كرده‌. دو مرد چمباتمه‌زده‌ و سردرگريبان‌ با چشم‌های‌ بسته‌ زيرلب‌ چيزی‌ زمزمه ‌می‌كنند. نور شمع‌ در حين‌ عبور و سركشی به‌ اطراف‌ با بن‌بست‌ هيكل ‌قوزكرده‌ آن‌ دو برخورد كرده‌ و سايه‌های ضعيفی‌ از آنان‌ بر ديوارمي‌اندازد. نور شمع‌ با نفس‌های‌ حبس‌شده‌ و بريده‌، بريده‌ آنان‌ بازی ‌درمي‌آورد و اين‌ طرف‌ و آن‌طرف‌ می ‌شود. سايه‌ها می ‌لرزند. كوتاه‌ و بلند.جان‌ مي‌گيرند. مي‌ميرند. آن‌ دو ساكت‌ و آرام‌ زيرلب‌ وزوزكنان‌،چشم‌هايشان‌ بسته‌. اتاق، اتاقی‌ بزرگ‌، حدوداً بيست‌ متری‌. جز موكت‌ سبزرنگ‌ كه‌ در تيرگی‌ به‌ سياهی‌ می ‌زند، چيز ديگری‌ به‌ چشم‌ نمی‌آيد. اتاق يكی‌ از اتاقهای زيرزمين‌ خانه‌ای قديمي‌. شب‌ از نيمه‌ گذشته‌. آن‌ دوقوزكرده‌ و وردگويان‌ در خود فرورفته‌. چهره ‌شان‌ درست‌ مشخص‌ نيست‌. در جوان‌بودنشان‌ شكی‌ نيست‌ اما در اينكه‌ كدام‌ بزرگ ‌تر از ديگری است‌ نمی ‌توان‌ نظری‌ قطعی داد تا اينكه‌ سر بلند كنند و نيم‌نگاهی به‌ اطراف‌جايی‌ كه‌ نگاه‌ نويسنده‌ آغاز می ‌شود بيندازند. سايه‌ها بر ديوار می‌لرزند وآرام‌ مي‌گيرند ...


متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 12:29 بعد از ظهر | لینک  | 

نگاهي به رمان « پرومته سست زنجیر » نوشته آندره ژيد ، ترجمه غلامرضا سميعي : پرومته ، پرومته « پيش انديش » عصيانگری سركش كه بر ضد ايزدان ، زئوس طغیان كرده و به آدمیان فانی ، انديشيدن و به كار بستن خرد و استفاده از همه هنرها و دانشها را می آموزد. آدميان را از انديشه مرگ در راه رهانيده و اميد نا پيدا را در جان آنان نهاده و بذر آتش را كه در ساقه ای نهان بود در اختیار آنان قرار می دهد. آتش جهنده و گرمی بخش ، سوزاننده و انرژی زا چون در اختيار آدمی قرار گرفت او را به يكی از بزرگترين امكاناتی كه قدرت و شوكت به او می بخشد مجهز كرد . گرچه اشيل در قسمت ديگری از اين تراژدی پرومته را از بند رسته و تصويری نو و جديد و متعادل و دادگر تر از زئوس ، به نمايش می گذارد اما ژيد با تكيه بر همان قسمت به بند كشيده شدن پرومته، پرومته سست زنجير خود را خلق می كند. پرومته ای كه امروز به آن می رسيم ،عصيانگری است كه تاريخ را هم با خود به همراه دارد . او عصيانگر زمانی در بی زمانی است كه نامش  گواهی روح پر تپش انقلابی و پس زننده است و كامو این « پرومته عصيانگر » را نمونه انسان معاصر می داند . انسانی عصيانگر ، پرسنده و انقلابی در قرنی كه « پيری هراس انگيز» را برای انسان ها به ارمغان می آورد و ...


متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 2:46 قبل از ظهر | لینک  | 

بيانيه‌ی کانون نويسندگان ايران درباره‌ی گسترش سرکوب و اختناق :
مردم شریف و آزاده!
چنان که در بیانیه‌های پیشین کانون نویسندگان ایران هشدار دادیم موج سرکوب، اختناق و تشدید فضای ارعاب هم‌‌چنان گسترش می‌‌یابد.
بازداشت غیرقانونی دانشجویان، زنان، کارگران و معلمان، همراه با ضرب و شتم و پرونده‌‌سازی‌‌های واهی؛ توقیف و سرکوب مطبوعات و سانسور بی‌‌امان کتاب و جمع‌آوری کتاب‌‌های تاثیرگذاری که باب طبع حکومت‌‌گران نیست؛ سنگسار زنان و مردان، صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان، و احکام سنگین حبس و تازیانه برای آزادیخواهان و فعالان سیاسی و اجتماعی؛ همه حکایت از گسترش برنامه‌‌ریزی‌‌‌‌شده و مداوم سرکوب و فشار و کوشش در جهت بستن هر چه بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه دارد.
کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم کردن این یورش ضدمردمی، همه نیروهای آزادی‌‌خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانیِ سرکوب و اختناق فرا می‌‌خواند.

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 2:48 بعد از ظهر | لینک  | 
 

Right Click Menu DHTML -->