تبليغاتX
تا مقصد می خوابم...
جواد عاطفه

پیش از مرگ ماهی ها

نگاهی کوتاه به رمان « وقت نیایش ماهی ها » نوشته « مصطفی جمشیدی » : « همه چیز ها به هم ربط دارند. ارتباط شان آن علم لدنی است که در درک بشر نیست. » و همه چیز بی  ربط و بی ارتباط به اصل موضوع،  روایتی مغشوش و بی سر و سامان را شکل می دهد که  نهایتا شاید علم لدنی  به  مخاطب کمک  کند تا به  کنیه  و بنیه اصلی نگاه  و تفکر نویسنده پی ببرد!« عبد الرحمان پستچی »، پیری که سال ها پیش به دیار باقی شتافته و دیگر برای  « خور » نامه نمی آورد ، خضر وار، پیام آور « جاسم بندری »؛ کارگری که در اعتراض به حضور بیگانگان دهنه یک معدن را گل گرفته و به زندان می افتد، به پسرش « زایر » می شود! این موضوع به خودی خود و  با اعجاز درون  متنی و عجیبی عمل و اکت داستانی، جذاب و دوست  داشتنی بوده و داستانی خواندنی و شگفت آور را به  مخاطب خود نوید می دهد.و...


متن کامل
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 6:45 بعد از ظهر | لینک  | 













کتاب به دست، نشسته پشت میزی یا لم داده توی صندلی راحتی، یکی از زیباترین مناظر جهان است. صفحه به صفحه می خوانیم و ورق می زنیم، فارغ از چند و چون این زندگی روزمره و به دور از صداهای گوش خراش این جهان، در زندگانی موجود این  کتاب غرق می شویم و چون سر بر می آوریم خود را و  جهان را بهتر و عمیق تر شناخته ایم.

« خانواده تیبو » اثر روژه مارتن دوگار به ترجمه ابوالحسن نجفی لذتی چنین را فراهم می کند. ماهی، و اگر به  خست ورق بزنید، چند ماهی خلوتتان را پر خواهد کرد و حاصل شاید این باشد که با زندگانی خانواده  ای در آغاز این قرن آشنا شوید و با این قرن که ما در پایان آنیم.

راستی  که زیب است وقتی پشت میزی می نشینید یا در صندلی راحتی لم می دهید و  کتابی را صفحه  به صفحه ورق می زنید، به ویژه  اگر کتابی باشد مثل « خانواده تیبو » که اگر فقط چند صفحه از آن را بخوانید، با دریغ به زمین  خواهید گذاشت و فردا در التهاب خواهید بود که کی باز به دستش می گیرید و ورق می زنید.

 

هوشنگ گلشیری

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 11:42 قبل از ظهر | لینک  | 
 

Right Click Menu DHTML -->