تبليغاتX
تا مقصد می خوابم...
جواد عاطفه

قانون شکندر رثای ژازه تباتبایی؛ مردی « اجق وجق »! که نو ترین نو پرداز عصر و زمانه خود بود و حدیث مرگ از زبان او که مرگ را این روزها با تمام وجودش تجربه می کند.

من بارها مرده ام و باز لجوجانه زنده مانده ام و حسرتم به دل ورثه های چشم به راه مانده است.نخستین بار کارگردان در حادثه فیلمبرداری، حسودانه بر سرم کوبید و با شکنجه های لجوجانه زجر کشم کرد، ولی جان به در بردم و زنده ماندم. اما فکر کردم یک روز باید مرد و رفت، آن روز رسید، یکباره همه دنیا دور سرم چرخید، گیج و منگ شدم، چشمانم سیاهی رفت، به زمین افتادم و حس کردم که ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 9:40 قبل از ظهر | لینک  | 

« دنیای وارونه » طرح از توکا نیستانی اين انشاء واره از جایی در خلأ دنیای مجازی به دستم رسیده که خواندنش را مجالی می دانم برای خندیدن و گریستن! نگاهی انگلوساکسونی به شوخی و جدی روزگار غریب ما. باز نشر اين مطلب فقط و فقط به دلیل پس پشتی است که در این به ظاهر انشای کودک وار وجود دارد.

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت می کشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم. اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم. البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد. من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است؛ هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 10:48 قبل از ظهر | لینک  | 

گراهام گرین

نگاهی کوتاه به زندگی و جهان بینی «  گراهام گرین » :« اگر کسی زمانی تصمیم بگیرد بیوگرافی من را بنویسد، کار بسیار پیچیده و گمراه کننده ای ر انتخاب کرده است »، و « نورمن شری » این وظیفه سخت را بر عهده گرفته  و با مجوز رسمی گرین، کتابی با عنوان « زندگی گراهام گرین » را در دو هزار صفحه تألیف کرد. جلد سوم این کتاب پانزده سال بعد از انتشار جلد اول و سی سال بعد از آن که گرین، شری را به عنوان زندگینامه نویس خویش پذیرفت، به چاپ رسید. گرین در دوران نویسندگی خود، بیست و شش رمان نوشت و همچنین در زمینه داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه، شرح حال نویسی و سفرنامه ها هم تجربیاتی کسب نمود. گرین در بستر مرگ دیگر محققان را تا قبل از به اتمام رساندن پروژه شری، از اعلام کارهای چاپ نشده اش منع نموده و از شری قول گرفت تا توصیف مکان هایی چون : مکزیک، لیبریا، کوبا، ویتنام، جزیره هائیتی، کنگو و ... هر مکانی  را که او کار بزرگی را بر اساس آن تنظیم کرده با نهایت وسواس، درست همانطور که او این روش را در داستان هایش تجربه کرده بود، توصیف نماید و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 12:55 بعد از ظهر | لینک  | 

اثر پرویز اسپهبدامروزه جهانی شدن و رسیدن به زبان جهانی بحثی است که به قدرت های سیاسی و نظام های حاکم باز می گردد. هرچه نظامهای اجتماعی قدرتمندتر و مقتدرتر باشند تأثیر جهانی و بالطبع جهانی شدن هم از آبشخور آنان بهره جسته، آن ها را در رسیدن به هدف و اندیشه خود یاری می دهد. جهانی شدن پس یک نظام ضعیف امری بدیهی و محال است. زمانی که آدورنو بقای نظامهای اجتماعی و زیر ساخت های آن را در گرو جهانی شدن مطرح کرد، شاید تصور نمی کرد که این حرکت به سوی جهانی شدن و نهایتا رسیدن به دهکده جهانی امری ناگزیر خواهد شد. از نظر گیدنز دوعلت باعث ظهور چنین تفکر و ایده ای در جهان شد. یکی اینکه جهانی شدن (گلوبالیسم)  قبل از همه، از نتیجهء تحولاتی که در دهه ۱۹۶۰در نظام ارتباطی به وقع پیوست متاثر گردید ـ در این راستا می شود از موجودیت بیش از ۲۰۰ ماهواره بر فراز زمین، که اطلاعات متنابهی را اخذ و پخش می نمایند، یاد نمود. رویداد  دوم سقوط کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی است. گیدنز این امر را تصادفی نمی داند و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 3:22 بعد از ظهر | لینک  | 

فردریش دورنماتمجله بخارا ، كه پيش از اين در زمينه معرفی نويسندگان سوئيسی نشست های : « شب ادبيات سوئيس » ، « شب آنه ماری شوارتسنباخ » و « شب ماكس فريش » را برگزار كرده است ، اين بار « شب فردريش دورنمات » را با همكاری مركز هنر پژوهی نقش جهان برگزار می كند.  آثار فردريش دورنمات ، نويسنده و نمايشنامه نويس سوئيسی ، در ايران  با اجراهای حميد سمندريان معرفی شد و غالب آثار او توسط دكتر عزت الله فولادوند و محمود حسينی زاد به فارسی ترجمه شده است.
دورنمات در ژانويه ۱۹۲۱ در ايالت برن سوئيس متولد شد . در همان شهر ادبيات و فلسفه خواند . اولين اثرش « شهر » متآثر از كافكا بود ولی در ديگر كارهايش شخصيت مستقل خود را يافت.در عرصه رمان نويسي كتاب های « قاضی و جلادش »و « قول » اهميت خاصی در آثارش دارند. در زمينه نمايشنامه نويسی نيز آثاری خلق كرد نمايشنامه های « ملاقات بانوی سالخورده » و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 3:47 بعد از ظهر | لینک  | 

طرح از مرتضی  ممیزاز میان هزاران و شاید  میلیون ها روش برای بسیج کردن جماعتی هم فکر و هم رأی، شاید نگارش و رساندن آن به دست اهلش، جذاب ترین نوع و شیوه آن باشد. اما این که این متن چگونه به دست مخاطب  خود برسد، مسئله ای است که جای بحث دارد. دیروز در میدان انقلاب، یک پخش  کننده تراکت تبلیغاتی بی فکر به محتوی کاغذهای در دست، سعی می کرد به زور هم شده ته تراکت ها را دربیاورد. مردم کاغذها را نگرفته به زمین می  ریختند. بودند دو سه نفری که نگاهی به متن و محتوای کاغذ سبز رنگ انداخته چشمانشان گرد می شد از این رسم غیر معمول و دل خوش و ذوق وطن پرستی نگارنده این تراکت های تبلیغاتی بی محصول! عین متن تراکت را بدون حذف و تغییر می آورم، باقی ...  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 6:8 قبل از ظهر | لینک  | 

ویرانه های کابل
آلفردو ماچی سه شنبه گذشته مهمان جلسات نگاه و نظر موسسه فرهنگی هنری صبا (فرهنگستان هنر) بود و در مورد تخصص اصلی خود؛عکاسی جنگ، با تیتر « از جنگ تا سازمان های بشر دوستی »، تجربیاتی از مناطق جنگی درکشور های افغانستان، فلسطین، کوزوو، عراق، لبنان و تهیه عکس و گزارش  برای تلویزیون، روزنامه ها و خبرگزاری ها و مشکلات، تفاوت ها و کار با سازمان های بشر دوستی در فوریت های جهانی، مسائلی را مطرح کرد. بنده هم به عنوان گرداننده جلسه مباحثی را در مورد عکس خبری با «  نگاهی به جنگ و رسالت عکاس در بازنمایی حقیقت » مطرح کردم که در فرصتی دیگر به صورت کامل در وبلاگ قرار خواهد گرفت. مهم ترین مسئله ای که این عکاس نام آشنای جهانی مطرح کرد همان است که در تیتر این پست آورده ام. جمله ای که بیش از هر چیز دهشت و سبوعیت جنگ را به رخ می کشاند. در پایین هم تعدادی از عکس های انتخابی خودش را که بی دریغ در اختیارم گذاشت را آپلود کرده ام و خود نوشتی کوتاه از او و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 1:22 بعد از ظهر | لینک  | 

نقاشی از اکرم احمدی توانا... پس از آزادی پاریس، همینگوی از خانه پیکاسو دیدار کرد. زمانی که او می رسد، پابلو نزد مایا ( دخترش ) و مادرش بود. کلفت منزل پابلو زنی افتاده بود، اما به  هیچ وجه خجالتی نبود. او هیچ شناختی از همینگوی نداشت؛ اگر چه می دانست بسیاری از دوستان و طرفداران پابلو، حتی در زمان غیبت وی، هدایای برایش می گذاشتند. وقتی که دوستان آمریکای جنوبی اش در زمان جنگ به او کالباس و دیگر مواد غذایی را هدیه می کردند، او بخشی از آن  ها را به این خانم می بخشید. زمانی که همینگوی قصد داشت برای پابلو پیغامی بگذارد، کلفت از او پرسید: « آیا مایل هستید هدیه ای برای آقا بدهید؟» همینگوی نیز پاسخ  داده بود: « اصلا به این مسئله فکر نکرده بودم. ایده بدی نیست ». او به سمت ماشینش رفت و جعبه ای پر از نارنجک آورد و  روی جعبه نوشت : « برای پیکاسو از همینگوی !» وقتی که مستخدم متوجه شد محتوی درون جعبه چیست، از خانه خارج شد و تا وقتی که  آن جعبه بیرون برده نشد، بر نگشت ...

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 11:36 قبل از ظهر | لینک  | 

بهرام بیضاییسیمیا؛ یک پشنهاد با تأخیر دیگر برای اهالی نمایش : علی دهباشی در بخشی از سرمقاله خود با عنوان « بيضايی و تئاتر ملی » چنين می نويسد: « نام بهرام بيضايی كه كارنامه هنری اش به نيم قرن می رسد، بيش از هر نمايشنامه نويس ديگری با تئاتر ملی ايران گره خورده است. رويكرد بيضايی با تئاتر ملی رويكردی نه صرفا از سر احساس و عشق به سرزمينش بلكه پاسخ به ضرورتی اجتناب ناپذير بوده است. بيضايی بيش از هر نمايشنامه نويسی دغدغه نمايش ايرانی داشته و در پی آن بوده تا آنچه اجرا می شود به دل مردم راه يابد اما هرگز نخواسته و بر سر آن نبوده تا برای دست يابي به چنين هدفی حدی برای فهم مردم تعريف و معلوم كند. او از آن دسته هنرمندانی است كه هرگز فرهنگ متوسط را تاب نياورده و همين بيانگر حرمت او به مخاطب خود است. در واقع با نگاهی به نمايشنامه های بيضايی، خواه آنها كه بر صحنه تالارهای نمايش ايران به اجرا درآمدند و خواه آنها كه بدون اجرا منتشر شدند و... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 10:8 بعد از ظهر | لینک  | 

ری رادر این روزگار پر سر و صدا و پر هیاهو ی وطن، با این موسیقی های گوش خراش، با آن ژست های مکش مرگ ما ی خوانندگانش، با سبک و ها و « استایل هایی »! که از رپ و هوی متال و ... ناشیانه تقلید شده، با تهی ترین ترانه ها و شعرهای جهان، مطمئنا یک موسیقی آرام و ناب با شعرهایی که عاشق ترین شاعران وطن سروده اند، غنیمتی است بی حد و حصر که نباید به این راحتی ها از دستش داد. ری را ی سهیل نفیسی هم جزو معدود کارهایی است که بعد از آن  سفر فرنگ بد جوری به روح و جانم نشسته و سکوت و سکونی موقت را در این هیاهوی روزمره گی ها به من هدیه می کند. سهیل نفیسی روزگار خوشی را در ذهن من و نسل من خواهد داشت اگر کمی به خودش و آرمان سازش احترام بگذارد و فرجامش نشود فرجام کسانی چون ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 2:8 بعد از ظهر | لینک  |