داستانی از ایتالو کالوینو :
شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی داشت و از خانه بیرون می زد؛ برای دستبرد زدن به خانة یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمی گشت، به خانة خودش که آن را هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید. داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها. دولت هم به سهم خود سعی می کرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و ...
ادامه مطلب

حضور در مجموعه فرهنگی هنری صبا باعث شده تا با هنرمندانی هم نفس شوم كه در گمنامی خودشان، نام هایی بزرگ را پس کارهای خود در آینده به ذهن من مخاطب می رساند. هنرمندانی که اکثرا در حیطه هنرهای تجسمی فعال بوده و در زمینه و تخصص خود استادی هستند بی نشان! در حد توان خود و در حد ادای وظیفه نسبت به جان مطلب آثارشان هر از چند گاهی نیم نگاهی به آنان خواهم داشت. باشد که قدمی در جهت ارزش گذاری رنج مدام و مادام خلق آثارشان برداشته باشم. صابر سلیمانی از آن همه فن حریف هایی است که در تمام زمینه های طراحی و نقاشی و حجم سازی فعالیتی مستمر داشته و به عنوان کارشناس هنری آثار در مجموعه فرنگی هنری صبا ( فرهنگستان هنر ) مشغول به کار است. حرفها و نقد های زیادی درباره آثارش دارم که در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت و...
ادامه مطلب
شب های بخارا :
شب منوجهر طياب ، استاد مستند سازی برگزار مي شود. اين مراسم با همكاری مركز هنر پژوهی نقش جهان ، مجله بخارا و كتاب خورشيد در عصر يكشنبه 26 خرداد در مركز هنر پژوهی نقش جهان واقع در خيابان وليعصر ، ضلع جنوبی پارك ساعی ، پلاک 1101 با حضور منوچهر طياب و سخنرانان : زاون قوكاسيان ، اسعد نقش بندی ، همايون امامی ، علی دهباشی ، مسعود كازری و محمد علی اينانلو برگزار مي شود. سخنرانی درباره آثار سينمايی منوچهر طياب خواهد بود و همچنين فيلمی از آثار طياب به نمايش درخواهد آمد. گفتنی است كه سال گذشته كتاب « دريای پارس » كه حاصل مطالعات و تلاش های چندين ساله منوچهر طياب بود توسط كتاب خورشيد منتشر شد.
با سلام و احترام خدمت آقای ابراهیمی!
می دانم کمی برای فرستادن این نامه دیر شده. آقای نویسنده! نسل من و تو، شاید تمام نسلهای گذشته و آینده نسل شکست های بی شمار و موفقیت های اندک است. بعد از 28 مرداد سال 32 و فروپاشی آرمان ملتی که می رفت تا استقلال اندیشه و آرمان خود را پس از قرنها ببیند، شما و نسل شما؛ روشنفکران وطنی، زخمی شلاق استبداد، گیج و گول از ضربه نابهنگام و کاری، مدتی را به بازسازی و مرور آنچه گذشت اختصاص دادید، سعی کردید خودتان و آرمان لگدمال شده تان را پیدا کنید. آرمانی که از دل مردم خسته از حضور و اندیشه زورگویان جان گرفته در نگاه و نظر شما نشسته بود. آری شما از پس شکستی باز می گشتید که خستگی و عصبیت کمترین و حداقل ماحصلش بود و...
ادامه مطلب
دندان ها قفل شده، چشم ها نیمه باز، دست ها کشیده و منقبض، رویش را با چادر سفیدش پوشاندند. بشیر گفت : یا الله بابامی هی ... بریز تا خایه هامون یخ نکرده ... خیرالله بیل را زد به دل خاک. خاک یخ زده و لته ای ریخت روی سنگ. اسمال گفت : بچه ها رو خبر کردی ؟... بشیر داد زد : د جون بکن خیرالله ... بازیت گرفته... اسمال گفت : خوبیت نداره مرد ... هر چی باشه مادرشون ... خدا رو خوش نمیاد ... بشیر پرید میان حفره و شروع کرد به لگد کردن خاک ها. خیرالله دست از کار کشید ... عمو چرا میت پاولا می کنی ... بشیر گفت : تو کارت بکن، بی حرف. خیرالله زیر لب گفت : معصیت داره به خدا ... و بیل را پر از خاک کرد. اسمال خیره شد به بشیر ... مطمئن باش جزاش و می بینی، دنیا اینقدام بی در و پیکر نیست که تو فکر می کنی ... بشیر بیل را از دست خیرالله گرفت و خاک را کومه کرد روی قبر... خیرالله اون سنگارم بکوب سر و ته قبر... باد دانه های برف را پاشاند میان قبرستان متروک...
ادامه مطلب
در سوگ نادر ابراهیمی ...
بگذار آسوده خاطر و بی دغدغه بميرم. بگذار تجسمی از آن روز داشته باشم كه دلم را به تابستان بياورد. بگذار شادمانه بميرم. و شادمانه مردن ممكن نيست مگر آنكه يقين بدانم تو می دانی كه براين مرده حتی قطره يی نبايد گريست. در يادداشت هايی كه برايت گذاشته ام و می توانی آنها را چيزی همچون يك وصيت نامه ی بازيگوشانه تلقی كنی، به كرات گفته ام كه از نظر شخصی و فردی، هر روز كه بروم، بی آرزو رفته ام؛ چرا كه سالهاست به همه ی آرزوهای شخصی و فردی ام دست يافته ام. مطلقا بی توقع ام، ابدا تشنه نيستم، و چشم هايم به دنبال هيچ، هيچ، هيچ چيز و...
ادامه مطلب

وضعیت موجود نشر کاغذی کشور و شرایطی كه هر روز بد تر از دیروز است ما را و جماعت کتابخوان را بیشتر از پیش در عطش خوانش آثاری که از این رهگذر مجوز نشر و پخش نگرفته اند قرار می دهد. در این میان کتابخانه های مجازی مجالی است برای تورقی مجازی از داستان هایی از بن مایه اندیشه واقعی نویسندگان آن. با آن که معضل از بین رفتن حقوق مولف در چنین فضایی همیشه وجود دارد، اما این نکته را نمی شود از یاد برد که بسیاری از این آثار اگر به مدد همین فضای حداقل نبود، محال به نظر می رسید که به دست من مخاطب برسد. القصه! کتاب های این کتابخانه که عموما کتاب هایی ممنوعه در حوزه ادبیات محسوب می شوند، به در خواست بعضی از دوستان هم داستان من برای مطالعه از کتابخانه چند سایت معتبر ادبی انتخاب شده اند. محبت های رضا قاسمی( دوات ) و رضا شکراللهی( خوابگرد ) جای بسی تشکر و قدردانی دارد که بی دریغ با کتابخانه شخصی ایشان! به میهمانی این وبلاگ آمده اند. با این کتاب ها در خوانشی جمعی با شما شریک خواهم شد. این کتابخانه به مرور به روز شده و گسترش خواهد یافت و...
ادامه مطلب
شب های بخارا :
مجله بخارا كه پيش از اين شب هايی همچون شب مولانا، شب ملك الشعرای بهار و شب فريدون مشيری را برگزار كرده، اينك شصت و دومين شب از شبهای بخارا را به بزرگداشت محمد حقوقی اختصاص داده است.
محمد حقوقی هفتاد سالگي را پشت سر گذاشت، نام حقوقی با شعر ايران بويژه شعر مدرن ايران سالهاست كه گره خورده است. تلسط حقوقی بر ادبيات كلاسيك ايران و آشنايی او با مكتب های نقد ادبی مغرب در آثار پژوهی حقوقی و سروده هايش منعكس است. بدون ترديد كتابها، مقالات و سخنرانی های محمد حقوقی در نقد و تئوريزه كردن قوانين شعر معاصر ايران ماندگار باقی خواهد ماند. او از بنيان گذاران جنگ اصفهان بود كه در كنار ابوالحسن نجفی و...
ادامه مطلب
در جلسه عصر سه شنبه صبا ( فرهنگستان هنر )؛ از سلسله جلسات هفتگی موسسه، دکتر تیمور محمدی؛ اقتصاد دان، میهمان جلسه بود. موضوع بحث « اقتصاد هنر، بایدها و نبایدها » بود که با استقبال خوب نگارخانه داران و اهل فن عرصه هنرهای تجسمی، خصوصا نقاشان روبرو شده، جلسه گرم و پر تنشی را به بار آورد. بالطبع پرسش و پاسخ های بی شمار حضار جلسه را برای مدتی از اختیارم خارج کرد. اما نهیتا با پیش کشیدن مسئله مرگ هنرمند و تأثیرش بر ثروتمند شدن ماترکش جلسه به سکوت خود بازگشت. گویی این واقعیت تلخ به دشنامی سنگین می مانست! اینکه چنین مبحثی حداقل در ایران بحثی نو پا و جوان است شکی نیست. اما لزوم تداوم چنین بحث هایی به واقع از نیازهای امروز جامعه هنری است و...
ادامه مطلب
در سال های پس از جنگ جهانی دوم و بروز دوباره ایده ها و تفکرات خفته در بطن جنگ، وپس از انتشار انسان طاغی کامو، سارتر مقاله ای را در رد برخی موارد ذکر شده در کتاب نوشت. مقاله ای که تفاوت دو دیدگاه اگزیستانس به هستی و مسائل پس پشت آن را نمایان می کرد. کامو معتقد بود که متفکر و اندیشمند و تئوریسین حق دخالت فیزیکال یا دخالتی مستقیم در مسائل را نداشته و ندارد. اما سارتر با رد چنین تفکری معتقد بود که « چون به بطن ماجرا وارد شدی، مطمئنا چه بخواهی و چه نخواهی دست هایت آلوده است ». اين نظر در آن سال ها به شعار و صحبتی بی عمل می مانست که سارتر خود به صورت عملی آن را اثبات کرد. حمایت مستقیم او از استقلال طلبان الجزایری، حمایت و سخنرانی او در دفاع از حقوق فلسطینیان در سازمان ملل متحد، حضورش در کشورهای انقلابی آمريكای جنوبی و دیدار با چه گوارا در کوبا، رد جایزه نوبل 1952 به دلیل خاموشی و سکوت جامعه جهانی در مقابل مسائل انسانی؛ خصوصا استقلال طلبان الجزایر و ...
ادامه مطلب