تبليغاتX
تا مقصد می خوابم... - جهانی شدن هنر، هنر جهانی شدن!
جواد عاطفه

اثر پرویز اسپهبدامروزه جهانی شدن و رسیدن به زبان جهانی بحثی است که به قدرت های سیاسی و نظام های حاکم باز می گردد. هرچه نظامهای اجتماعی قدرتمندتر و مقتدرتر باشند تأثیر جهانی و بالطبع جهانی شدن هم از آبشخور آنان بهره جسته، آن ها را در رسیدن به هدف و اندیشه خود یاری می دهد. جهانی شدن پس یک نظام ضعیف امری بدیهی و محال است. زمانی که آدورنو بقای نظامهای اجتماعی و زیر ساخت های آن را در گرو جهانی شدن مطرح کرد، شاید تصور نمی کرد که این حرکت به سوی جهانی شدن و نهایتا رسیدن به دهکده جهانی امری ناگزیر خواهد شد. از نظر گیدنز دوعلت باعث ظهور چنین تفکر و ایده ای در جهان شد. یکی اینکه جهانی شدن (گلوبالیسم)  قبل از همه، از نتیجهء تحولاتی که در دهه 1960در نظام ارتباطی به وقع پیوست متاثر گردید ـ در این راستا می شود از موجودیت بیش از 200 ماهواره بر فراز زمین، که اطلاعات متنابهی را اخذ و پخش می نمایند، یاد نمود. رویداد دوم سقوط کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی است. گیدنز این امر را تصادفی نمی داند. به نظر او «تا حوالی سالهای اول دهه 70، اتحاد شوروی و کشور های اروپای شرقی از نظر رشد اقتصادی با غرب قابل قیاس بودند. اما بعدتر این کشور ها احساس کردند که به سرعت عقب افتاده می روند. سیستم شوروی با تاکید بر اداره دولتی، شرکت ها و صنایع سنگین نمی توانست با اقتصاد الکترونیک جهانی رقابت کند. کنترل فرهنگی و ایدئولوژیک و آنچه که اقتدار سیاسی کمونیستی برآن استوار بود، نمی توانست در قلمرو رسانه های جهانی  وظیفه انجام دهد، تا این که نظریه مک لوهان و آن دهکده جهانی معروفش رفته رفته رنگ واقعیت به خود گرفت. انسان امروز زیر هجوم بمباران اطلاعاتی و رسانه ای اربابان قدرت یا همان امپریالیسم رسانه، گویی گریزی از ندانستن و نفهمیدن ندارد. او چه بخواهد و چه نخواهد در مسیر این سیلاب به جای جای جهان سرک کشیده، درگیر همه چیز و هیچ چیز است. فرهنگ غالب، فرهنگ مغلوب، بحثی که به نظرم باعث می شود تا در این جهانی شدن مای جهان سومی یا به عبارتی بهتر در حال توسعه را به زیر سیطره آنان کشانده، رفته رفته از من و فرهنگ من چیزی جز یک سایه  توهم زا باقی نماند. این بدان معنا نیست که با اصل و کنیه جهانی شدن سر ستیز داریم، بلکه با پذیرش این پدیده نو ظهور و نو پا که عمرش به نیم قرن هم نمی رسد، ما باید با برنامه ای درست سعی در وارد کردن و بومی نمودن آن در فرهنگ خودمان تلاش کنیم. اگر به فرهنگ معیار همچون زبان معیار اعتقاد داشته باشیم، بی شک این فرهنگ معیار باید در عین حفظ استقلال خود به خرده فرهنگ ها به عنوان هسته و اساس اصلی تشکل و تشکیل شدنش نظر کند. زمانی که ما به جای حفظ و ساماندهی جزءهای یک  کل، به تخریب جزء ها تلاش کنیم مطمئنا کلیت و استراکچر اصلی کل هم مخدوش شده، چیزی جدید و نوظهور که محصول بی سامانی و ضعف در مدیریت پایه  بر جای می ماند. این مسئله زمانی مهم تر و فاجعه بار تر خودنمایی می کند که این جریان و رسیدن به چنین بی سر و سامانی هدفمند، و با انگیزه و اندیشه قبلی صورت گرفته باشد. حال که طبق مسائل مطرح شده گریزی از جهانی شدن نیست، و این پدیده اگر در اختیار هر نظامی قرار بگیرد می تواد منشأ حرکت ها و تحولاتی اساسی در سطح کلان شود، بهترین حالت و صورت ممکن، استفاده ابزاری از آن در جهت منافع ملی و نهایتا منافع هنر و هنرمند وطنی است. مطمئنا بزرگترین ایده ها  و طرح ها بی بن مایه اجرایی سترون و عقیم، در نطفه خفه می شود. پس عزمی ملی، مدیریتی هوشمند، و بودجه ای کلان را طلب می کند. و این جا است که باید به حضور دولت ها در کنار NGOهای موازی چشم دوخت تا بشود از این گرداب! سر سالم به در برده، پیشنه و فرهنگ ملت ها حفظ و ثبت شود. در این زمینه و مباحثی حول و حوش « جهانی شدن هنر و هنر جهانی شدن » مجتمع فرهنگی هنری صبا « فرهنگستان هنر »، در ادامه سلسه نشست های خود، در عصر دوشنبه 23/2/87 میزبان دکتر حسین شیرزادی؛ عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علو سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج بود. تمام سعی من؛ به عنوان مسئول جلسه برای کشانیدن بحث به سمت ادبیات و ادبیات جهانی نهایتا منجر به بحثی دامنه دار میان شرکت کنندگان در همایش، بنده و سخنران شد که در پایان هم بحث پا در هوا به خاطر کمبود وقت به آینده ای در ابدیت موکول شد!    
مباحث کلی و سرفصل های دکتر شیرزادی به شرح زیر است :

جهانی شدن هنر و موسیقی
مباحث اصلي:

1. جهاني شدن

2. جهاني شدن فرهنگ و هنر

3. موسيقي جهاني

. نتيجه گيري


 جهاني شدن:

- در هزاره سوم، جهاني شدن يكي از متغيرها و عوامل تعيين كننده در مناسبات اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي است.

- واژة جهاني شدن (Globalization) براي نخستين بار در اوايل دهه 1960 وارد ادبيات روز شد (فرهنگ لغت وبستر -1961) و از دهه 1980 وارد مباحث اقتصادي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي شد.

- جهاني شدن حاكي از تغييرات و دگرگوني‌هايي است كه جوامع دور را به يكديگر مرتبط مي‌سازد كه فراتر از كنترل و قصد افراد، گروه‌ها و دولت‌ها عمل مي‌كند.

-  جهاني‌سازي (Globalizing) مبتني بر تغييرات و دگرگوني‌ها بر اساس قصد و نيت آگاهانه افراد، گروه‌ها و دولت‌ها است.

- براي تعريف جهاني شدن از تعابيري همچون فشردگي جهان، وابسته‌تر شدن بخش‌هاي مختلف جهان، افزايش وابستگي و در هم تنيدگي جهاني، فرآيند غربي كردن و همگون سازي جهان، و پهناورتر شدن گسترة تأثيرگذاري و تأثيرپذيري كنش‌هاي اجتماعي استفاده مي‌شود.

- جهاني شدن فرآيندي تدريجي، رو به گسترش و برگشت‌ناپذير است.

- جهاني شدن در ابعاد اقتصادي، فرهنگي و سياسي ظهور مي‌يابد.

- عوامل تشديد كنندة جهاني شدن عبارتند از: گسترش ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات، رشد شركت‌هاي چند مليتي كه در زمينه توليد كالاهاي مصرفي و فرهنگي نقش اصلي را به عهده دارند، ضرورت انجام اقدامات بين‌المللي در خصوص حل موضوعات و مسائل مشترك.

 

جهاني شدن فرهنگ و هنر

- جهاني شدن فرهنگي فرآيندي است كه هرگونه محدوديت فرهنگي زندگي اجتماعي را تعديل مي‌كند و مستلزم شكل‌گيري و گسترش فرهنگي عام در عرصه جهاني است.

- جهاني‌شدن فرهنگي موجب همگوني فرهنگي و به چالش طلبيدن همه خاص‌هاي فرهنگي مي‌شود.

گردش اطلاعات، تصاوير، وقايع، باورها، ايدئولوژي‌ها، جهانگردان و مهاجران همگي در زمرة جهاني شدن فرهنگي هستند.

- هنر تجلي انديشه، احساس و تأثرات روحي انسان است.

- هنر هر سرزمين متأثر از هستي‌شناسي و نحوة تفكر مردم آن سرزمين است.

- كشورهاي مختلف در حيطة فرهنگ و هنر مي‌توانند چيزهايي براي شريك شدن داشته باشند.

- هنر مي‌تواند پيام جهانشمول داشته باشد و مسئله اصلي هنرمند، جهاني بودن و جهاني شدن است چون بيانگر نياز مشترك همه جوامع است.

- عمده‌ترين فرآورده‌هاي فرهنگي ـ هنري كه با گردش و استقبال وسيع همراه هستند، عبارتند از: برنامه‌هاي تلويزيوني، فيلم‌هاي سينمايي، موسيقي و كتاب.

- امريكا يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان و صادركنندگان اين محصولات فرهنگي ـ هنري است. انگلستان، فرانسه و آلمان در رتبه‌هاي بعدي هستند.

- هند از نظر صنعت سينما (باليوود) داراي جايگاه مي‌باشد.

- جريان توليد كتاب عمدتاً محدود به كشورهاي پيشرفته جهان اول است.

- مردم، فرآورده‌هاي فرهنگي وارداتي را در ارتباط با پيشينه‌هاي فرهنگي خود تفسير و معنا مي‌كنند.

- امروزه حدود 20 تا 30 شركت بين‌المللي بازار محصولات سرگرمي را در دست دارند كه عمدتاً در كشورهاي جهان اول هستند.

- بيشتر شركت‌هاي بزرگ امريكايي تحت مالكيت ژاپني‌ها، آلماني‌ها و شركت‌هاي هلندي‌اند.

- بيشتر محصولات فرهنگي به صورت مشترك و در ارتباط با سازمان‌هاي ملي و محلي توليد و توزيع مي‌شوند.

- هنر تجاري سهم بيشتري از اقتصاد جهان را به خود اختصاص مي‌دهد.

- جهاني شدن در بُعد هنرهاي عامه پسند موجب افزايش يكسان سازي هنر در سطوح پائين مي‌شود.


 موسيقي جهاني

- موسيقي به دليل احساسي بودن، زمينة بيشتري براي جهاني شدن دارد.

- موسيقي بيانگر احساس انساني در قالب غم، شادي، عقل و محاسبه، شور و حماسه است.

- محتواي موسيقي اگر نياز احساسي عده هر چه بيشتري را تأمين كند، زمينة بيشتري براي جهاني شدن دارد.

ابزارهاي رسانه‌اي روند جهاني شدن موسيقي را تشديد مي‌كنند.

- فعاليت فعالان و متخصصان موسيقي و نيز پشتيباني نهادهاي رسمي، به تشديد جهاني شدن موسيقي كمك مي‌كند.

- در عرصه جهاني شدن هنر و موسيقي؛ هم در كشورهاي جهان اول و هم در كشورهاي در حال توسعه، قابليت جهاني بودن وجود دارد.

- هنر و موسيقي اگر با كار و انديشه به گونه‌اي ارائه شود كه در حوزة علائق عام و خاص قرار گيرد، نياز طيف گسترده‌اي را تأمين مي‌كند.

 

جمعبندي

- جوامع بشري همواره ميل به همگرايي داشته‌اند و اين امر در عرصه جهاني شدن رو به گسترش است.

- يكي از پي آمدهاي جهاني شدن، مشترك شدن بسياري از مسائل انساني و شباهت يافتن الگوهاي مصرف عمومي و فرهنگي است.

- جهاني شدن فرهنگي به معني شكل‌گيري و گسترش فرهنگي عام در عرصه جهاني و افزايش همگوني فرهنگي است و نقش رسانه‌هاي تعاملي مثل تلگراف، تلفن، تلفن همراه، فكس، اينترنت و ماهواره كه موجب افزايش گردش تصاوير، انديشه‌ها و آثار هنري مي‌شود، تسريع جهاني شدن فرهنگي است.

- هنر و تجارت بيش از پيش گره خورده‌اند و هنر عامه‌پسند با جلب حمايت مردم و سرمايه‌داران، بيشتر گسترش يافته است.

- جهاني بودن يا جهاني شدن موسيقي بيانگر احساس نياز جمعي و جهاني نسبت به آن و نيز قابليت ارائه جهاني آن است.

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 3:22 بعد از ظهر | لینک  | 
 

Right Click Menu DHTML -->