تبليغاتX
تا مقصد می خوابم... - دست
جواد عاطفه

رامون گومِز دلا سِرنا Ramon Gomez de la Sernaدكتر آلخو Alejo به قتل رسيده بود و بدون شك مرگش بر اثر خفگي بود.

هيچكس وارد خانه نشده بود، بدون ترديد هيچكس. با اينكه دكتر هميشه در بالكن آپارتمانش را باز مي گذاشت اما ساختمان آنقدر بلند بود كه مطمعناً قاتل نمي توانسته از آن وارد خانه شده باشد.

پليس هيچ سرنخي از اين جنايت پيدا نمي كرد بنابراين موضوع را رها كرده بود، تا وقتي كه همسر و خدمتكار مقتول وحشت زده به مركز پليس مراجعه كردند و ماجرايي را شرح دادند مبني بر اينكه يك دست از بالاي كمد بر روي ميز پريده و به آنها نگاه كرده سپس به طرف اتاق فرار كرده، آنها هم از فرصت استفاده كرده و در اتاق را قفل كرده بودند. يك دست تنها كه مثل عنكبوت زندگي مي كند.

موضوع وحشتناك بود و اداره پليس و قاضي موضوع را تحت بررسي قرار دادند و در آخر توانستند دست را به سختي بگيرند. چون واقعاً اين دست كوچك به اندازه يك مرد قوي بود.

با آن چه كار كنيم؟ حاصل اين ماجرا چه خواهد شد؟ چگونه براي او حكم دادگاه صادر كنيم؟ اين دست متعلق به كيست؟

بعد از مكثي طولاني، قاضي يك قلم به دست دادكه اظهارات خودش را بنويسد.

دست نوشت: من دست راميرو رويز Ramiro Ruiz هستم كه به دليل سهل انگاري دكتر در بيمارستان مرده و با بي رحمي تمام در سالن كالبدشكافي تكه تكه شده است.

من عدالت را اجرا كرده ام.

 

 رامون گومِز دلا سِرنا Ramon Gomez de la Serna

برگردان : علی باغ شاهی

 

پی نوشت:


رامون گومِز دلا سِرنا Ramon Gomez de la Serna  يكي از معروفترين نويسندگان اسپانيايي زبان در دنيا است كه بزرگان زيادي همچون پابلو نِرودا شاعر پرآوازه شيلي در وصف  او لب به سخن گشوده اند؛ «  براي من او يكي از بهترين نويسندگان هم زبان ما است. »

او در سال 1888 در مادريد چشم به جهان گشود و بعد از اتمام تحصيلات در رشته حقوق به كار نويسندگي و روزنامه نگاري روي آورد و زندگيش را صرف فعاليتهاي ادبي كرد.كتاب هاي زيادي از دلا سِرنا منتشر شده و او يكي از اعضاء خارجي آكادمي فرانسه نيز بوده است. اولين آثارش نشان دهنده يك نوع انتقاد و ابتكار ادبي است. او شخصيتي نكته سنج و طعنه آميز داشت كه در آثاري چون « كلبه كوهستاني رزها» اين وجهه شخصيتی را مي توان ديد.

دلا سِرنا در دوران جنگ داخلي اسپانيا به آرژانتين تبعيد شد و در همان جا در سال 1963 چشم از جهان فرو بست. جسد وي را به مادريد آوردند و در گورستانی كه شخصيتهاي معروفي همچون « ماريانو خوزه د لارا» آرميده اند، به خاك سپردند.

نوشته شده توسط جواد عاطفه در ساعت 8:54 بعد از ظهر | لینک  |